محمد قنبرى

123

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

تفسير از آن رو كه يك كار فكرى است ، بر مجموعه‌اى از نظريه‌هاى پيشين توقف دارد ، ولى اين نظريه‌ها يا مبادى آنند و يا مختصات آن و علاوه بر اين جنبهء همگانى بايد داشته باشند . بدون دستگاه نظريه‌هاى پيشين ، ماهيت تفسير و شرح ، تحقق نمىگيرد . آراء و فروضى كه به ماهيت تفسير آسيب رسانده و حذفشان از حوزهء شرح ضرورت دارد ، آراء و فروضى مىباشند كه شخص پيش از مراجعه به متن دارد و مىكوشد متن را بر طبق آنها از محتواى اصلى آن منحرف كند . چنين كارى علماً شرح نيست و تنها بيان ديدگاه‌هاى شخصى و بيگانه از متن است ، با استناد به متن . اما نظريات عمومى و پيشين كه مقوم ماهيت تفسيرند و تفسير بىآنها انجام‌پذير نيست و دستگاه اكتشاف انديشه را براى تحقيق متون به راه مىاندازند ، از مقولهء ديگرند و ارتباط كلامى با محتواى كلام ندارند . و به ديگر سخن هيچ دستى به محتواى متن نزده و تغييرى بدان نمىدهند ، فقط ابزارها و عناصرى براى انديشه‌اند كه بتواند به كمك واژه‌ها و رابطه‌ها و مختصه‌هاى كلام با به كارگيرى آنها معانى را از صميم متون بدون شائبهء آراء شخصى استخراج كند . نقطهء آغاز تفسير به رأى و تأويل به رأى و تطبيق دادن آيات و احاديث بر آراء از دخالت دادن آراء در محتواى متون تكوّن يافته و رشد مىكند تا تماماً محتواى متن را دگرگونه و تباه سازد . با اين توضيح اندك ، شرح حديث و آيه - به معناى صحيح و دقيق واژهء شرح - عبارت است از اكتشاف معناى آن به وسيله خصوصيات كلامى متن حديث و آيه . و چون حديث يا قرآن كلامى است واحد ، از اين‌رو تفسير يك آيه يا حديث توضيح آن است ، از راه ملاحظه و شناخت دلالت آن در ارتباط با ديگر آيات و احاديث و بر اساس مجموعه‌اى از شناخت‌ها و نظريه‌هاى عمومى و اكتشافى ، مانند تبيين مفردات كلام و نوعيت رابطه‌ها و تركيب‌ها و وجوه دلالت‌هاى آن ، و مانند مجموعه قرائن